ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى

9

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )

بيت كار بوسه چو آب خوردن شور * بخورى باز تشنه‌تر گردى ديگر از قدما حكيم منجيك سيستانيست و منجك موضعى است در شرقى ترمذ و حكيم از آن موضع است و تخلص منجك نموده است . اين بيت از واردات طبع آن حكيم لازم التعظيم است : نظم مى ماه شد از لبش فرو شد * خورشيد شد از رخش برآمد « 1 » و از متقدمين جمع كثير از سيستان بر مسند سخنورى متمكن بوده‌اند و جمعى بر اين اعتقادند كه سيف اسفرنگ نيز از سيستانست اما نزد بنده محقق نيست . و در زمان ملك على كه قاضى كريم الدين اقضى القضات بود در فن شعر استاد بوده و مير سراج كه ركن الدوله بوده نيز در فن شعر مرتبهء كمال داشته . مير سراج روزى « 2 » به منزل قاضى كريم الدين رفته و بعد از ساعتى انتظار ، بىادراك ملاقات قاضى مراجعت مىنمايد ، اين قطعه را جهت قاضى انشا نموده ارسال داشت : قطعه دى بر در سراى كريمى كه در جهان * صيت مكارمش چو قمر شد فلك نورد مخلص‌ترين زمرهء اصحاب حضرتش * كز دولت و سعادت هرگز مباد فرد چندان مقام كرد باميد التجاء * كه كس گمان نبرد كه چندان مقام كرد آخر بهيچوجه نيامد اشارتى * تا با هزار محنت و با صد هزار درد تأويل كرده شد عدم التفات را * كز آستان عالى محروم بازگرد چون قاضى كريم مطالعهء قطعه نمود ، در مقام اعتذار درآمده ، اين قطعه را گفته به نزد او فرستاد : قطعه اى طلعتت « 3 » مبارك و ميمون لقاى تو * خوشتر هزار بار ز فصل بهار و ورد كلكت كزو تراشه بود تيغ آفتاب * از تير چرخ برده گرو درگه نبرد

--> ( 1 ) - در اصل : برآيد . ( 2 ) - در اصل : بر درى . ( 3 ) - در اصل : طلعت .